بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

90

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

پشت و اسافل از سرماى شب پاييز واجب بود و نقل از هواى ييلاق به قشلاق به يك‌بار و برعكس ، حكم همين اختلاف پاييزى دارد . ليكن نقل از ييلاق به قشلاق به يك بار اضر از عكس بود زيرا كه در اين صورت روح متوحش و متنفر بود و در عكس متروح و متلذذ . و سرماى بهارى در همه جاى ، تن را مفيد بود و امراض نيز در اين فصل كمتر افتد و حديث ( استقبلوا برد الربيع فانه يفعل بابدانكم كما يفعل باغصانكم ) مصرح اين معنى است . و جمعى كه به خوردن افعى و مقويات گرم عادت مىكنند ايشان را حالتى همچو سباع پديد مىآيد كه از سرما هرچند عظيم بود راحت يابند و از گرما هر چند اندك بود مضرت يابند . و آنان كه به مقويات خنك معتادند برعكس . و از اينجا واضح گردد كه تاثير اختلاف هوا و افراط كيفيات آن در امزجه غير معتاد و تقويت تامه نيافته واقع و بيشتر است . حكايت عجيب : در استرآباد شخصى را ديدم كه زمستان در ميان آب‌هاى يخ نشستى و تخت‌هاى يخ را سوراخ كرده در گردن افگندى و چون در شهر سير كردى در صباح‌ها وقتى كه يخ بستى برهنه لنگى زده و مروحه به دست و ظرفى پرآب در دگر دست داشتى و آن آب بر سر ريختى و به مروحه خود را باد زدى و از موىهاى ريش او يخ بسته آويخته بود . مع ذلك اظهار گرمى هوا كردى و چون هوا گرم شدى به فصل تموز چند جامه و پوستينى پوشيدى و متصل خود را با آتش گرم كردى و چنان نمودى كه مىلرزد و سال‌ها بود كه بر اين نهج گذرانيدى تندرست و خوش‌حال بودى . اما عادت به هواى متعفن و مختلط به ابخره و ادخنه رديه همچو عادت نمودن به سموم است و اگر به حكمت ميسر گردد از آن مضرت نباشد و اولى حذر بود از اين جمله و همچنين از استنشاق هواى سخت گرم كه مضعف دل است و اگر چه بعد عادت بسيار ضرر نكند و السّلام . دوم آب گوارنده خوش كه بعد هوا كثرت احتياج به دو واقع است چون ترقيق غذا تا به عروق دقيقه گذر يابد و طبخ آن در معده و غيره نيكو واقع شود و از فساد و سوخته شدن محفوظ ماند و ترقيق فضول تن جهت دفع شدن به سهولت و تسكين لهيب حرارت و ترطيب بدن و اگر چه گوارندگى و خوش‌طعمى آب به هضم و ذوق توان دريافتن ، اما آنچه آزموده و پسنديده بود معتمد باشد ، چه آب بسيط موجود نيست و مركب را جهت اختلاف تراكيب به اجزاى ارضيه خواص مختلف است و خير و شر آن بر همه‌كس واضح نيست . و غايت خوبى آب هم قوت مزاج و طول عمر شاربان آن و عدم توليد امراض منسوبه به آب بود چون رشته و غيره ، خواه آب چاه باشد و خواه آب كاريز و خواه آب نهر و خواه آب چشمه و خواه آب باران و برف و خواه آب اصطرخ و حوض . و بالجمله آب نهر كه از دور آيد و تيز رود و بر سنگ ريزه گذرد و علف‌هاى خبيث بر كنار آن نباشد اكثر نيك خاصيت بود . و رعايت آب چنان بود كه از پى طعام گرم ، آب سرد نخورند و اگر صبر نتواند كرد جهت گرمى معده و جگر آهسته آهسته و اندك‌اندك تجرع كنند . بلكه هروقت كه رغبت آب باشد چنين بايد خوردن و اعتياد بدين نوع اسلم بود . و همچنين در اثناى طعام گرم هم آب سرد نخورند